واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
746
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
نمايندهء سلطان در سمرقند بوده و يكى از شاهزادگان مازندران - اسپهبد ناحيهء كبودجامه - با قراختائيان روابطى برقرار كردند و متعهد شدند كه به خوارزمشاه خيانت كنند ، به شرطى كه گورخان پس از پيروزى خوارزم را به برتنه و خراسان را به اسپهبد دهد . گورخان نويد پاداش بيشتر و كريمانهترى را بايشان داد . در آغاز پيكار برتنه و اسپهبد - طبق قرار قبلى - از عرصهء كارزار گريختند . و جناح چپ قراختائيان بر جناح راست مسلمانان تفوق حاصل كرد و جناح چپ مسلمانان بر جناح راست قراختائيان برترى يافت . قلبهاى هر دو لشكر درهم ريختند . و نبرد به نتيجهء قاطعى نرسيد . و در هر دو لشكر فاتحانى وجود داشتند كه لشكرگاه دشمنان يعنى طرف ديگر را غارت كرده و مغلوبانى بودند كه نجات خويش را در گريز جسته بودند . رسم سلطان اين بود كه به هنگام پيكار به لباس دشمنان ملبس مىگشت . وى به هنگام آشفتگى و گمگشتگى ( با چنان لباسى ) به ميان افواج قراختائيان افتاد و چند روزى در آنجا بسر برد و پس از آن از فرصتى استفاده كرده ، بطورى كه توجه را جلب نكند ، دشمنان را ترك گفت و در كرانهء سيردريا ( سيحون ) به لشكريان خويش پيوست . لشكر از بازگشت وى بسيار شاد شد زيرا در آن وقت شايعاتى دربارهء مفقود شدن و حتى مرگ سلطان منتشر شده بوده . همين وقايع در فصل « ذكر خانان قراختاى و احوال خروج و استيصال ايشان » بالكل به صورت ديگرى نقل شده است « 1 » . خوارزمشاه كه مغرور پيروزىهاى خويش شده بود دو سه سال خراج معهود را به قراختائيان نپرداخت .
--> ( 1 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورقهاى 133 - 130 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 93 - 86 . ميرخواند خلاصهء اين فصل را در تاريخ چنگيز خان نقل كرده است ( چاپ ژوبر ، 95 - 90 ) .